امروز توی ایستگاه تاکسی یه دختری رو دیدم که خیلی زیبا بود. صورت خیلی معصومی داشت و یه لحظه حواسم کاملاً پرت شد. یه راننده داشت به من اشاره میکرد که اگه یه نفری بیا بشین راه بیافتیم. چند لحظه طول کشید تا فهمیدم چی میگه. همون موقع اون دختر خانوم از جلوم رد شد [...]
مربوط به موضوع های: دست نوشته | بر چسب ها: ازدواج, جنسی, زن, زندگی, زیبایی, شریک | بیان دیدگاه »